تبليغاتX
كتاب در خانه - يادداشتي بر "كافكا در ساحل"- قسمت آخر

هاروكي موراكامي

موراكامي براي شكل دادن شخصيت‌ها هم مانند ساخت فضاها، به طور روشن به خصوصيتي اشاره نمي‌كند. او همه چيزي را مي‌سازد. اگر بنا بر اين باشد كه تاموراي پانزده ساله آدمي دقيق و نابغه باشد، اين را در رابطه با پيرامونش نشان مي‌دهد. در خودگويي‌هاي كافكا تامورا ما مدام با جملاتي مواجه‌ايم كه نشان از دقت بي‌اندازه‌ي او دارد:

. . . در حالي كه دست‌هايش روي فرمان با زاويه‌ي ده دقيقه به دو قرار گرفته، به من نگاهي مي‌اندازد.     صفحه‌ي 153

در لحن گزارشي كافكا ما مدام با اسامي مارك‌هاي معروف و يا تيم‌هاي ورزشي محبوب مواجه مي‌شويم. نگاه پسرك به خط اوتوي شلوار دوستش يا توجه او به نظافت شخصي و ورزش و تغذيه‌‌سالم، همه نشانه‌هايي است كه هر كدام قسمتي از يك شخصيت را براي خواننده روشن مي‌كند. در مورد ناكاتا هم همين‌طور است. ذهن ناكاتا كودك مانده و مثل خردسالي از بیرون به‌موجودیت خویس نگاه می‌کند. مثلاً در مورد خودش كه حرف مي‌زند مي‌گويد:

. . . ناكاتا كمي احساس گرسنگي مي‌كند.

يا

 . . . ماهي كباب و املت از غذاهاي مورد علاقه‌ي ناكاتاست.

اين دقت را موراكامي در پرداخت همه‌ي شخصيت‌هاي داستانش دارد. از طرفي او كم و بيش به نمادهاي رفتاري ژاپني‌ها هم اشاره دارد. نظم، دقت و حالتي از متانت و آرامش، چيزي است كه ما از ژاپني‌ها انتظار داريم و چنين خصوصياتي را خواننده به شكلي برجسته و مؤكد در قهرمانان اين رمان مي‌بيند.

در رمان "كافكا در ساحل" ما با يك اديپ پانزده ساله طرفيم. نوجواني كه از پدرش مي‌گريزد تا مادر و خواهرش را پيدا كند. البته اين تنها يكي از مفاهيم نهفته در اين رمان است. رماني كه تشكيل شده از چندين داستان كه در ابتدا هر كدام مستقل از يك‌ديگر روايت مي‌شوند. موراكامي با صراحتي كه درخور فضاي داستان است از آثار كافكا حرف مي‌زند؛ زندگي بتهون را تحليل مي‌كند و در مورد موسيقي كلاسيك نظر مي‌دهد. موراكامي از عشق  و دردي جهان‌شمول مي‌نويسد. مفهوم برجسته‌ي ديگري كه در آثار موراكامي ديده مي‌شود مرگ و پوچي است. با اين همه اين نيستي در قالبي رنگارنگ پيش چشم خواننده نمايان مي‌شود. شيريني شخصيتي مثل ناكاتا و لحظات عاشقانه‌اي كه "كافكا تامورا" دچارش مي‌شود و آن شوقش براي خواندن و تجربه كردن و دست و پا زدن براي رهاي از روزمرگي، انگار اشاره‌ي روشني است به زندگي‌اي كه در دل اين مرگ نهفته و از اين‌جاست كه باز نويسنده خواننده‌اش را دچار ترديد مي‌كند و كتاب كه بسته مي‌شود آن تعليق داستاني انگار هم‌چنان ادامه دارد.

موراكامي با اين كه جهاني مدرن و ژاپني غربي شده را به تصوير مي‌كشد، اما صادقانه عنوان مي‌كند كه وام‌دار ادبيات كهن ژاپن است. از ساختار كلاسيك اين داستان كه بر پايه‌ي تصادف پي‌ريزي شده، بگذريم و حتي وجود پسري به نام كلاغ را كه مانند مرشد و راه‌بري است براي "كافكا" و مراحل سفر پسرك و ناكاتا كه مثل طي طريق براي رسيدن به يك قدرت دروني يا مراتب عرفان است را هم ناديده بگيريم، باز مي‌بينيم اين نويسنده بر ادبيات كهن ژاپن تسلط كامل دارد. اشارات او به آثار متاخر ژاپني در گفت‌و‌گوهاي بين "كافكا" و "اوشيما" و تحليل و نقد اين آثار و ربط دادن آن‌ها به داستان اصلي و به كارگيري آن‌ها به عنوان استعاره يا اشاره‌اي نمادين به اتفاقات داستان، كاملا نشان‌گر اين اشراف است. حركت جالبي كه موراكامي در اين رمان دارد، اين است كه براي خواندن اثر اين نويسنده لازم نيست مانند بعضي از آثار ديگر نويسندگان (مثلاً كارهاي جويس) مدام ما پي ارجاعات خارج از داستان باشيم. او اگر از اساطير سخن مي‌گويد، صريحاً از اسطوره‌ي مورد نظر نام مي‌برد و توضيح و تشريح مربوط به ماجراي اسطوره‌اي را در قالب گفتگو يا مثلا متن كتابي كه شخصيت داستاني‌اش مي‌خواند، مي‌آورد و اين‌همه را چنان با ظرافت انجام مي‌دهد كه داستان نه به جزوه‌ي درسي شبيه مي‌شود و نه متن سخنراني، داستان هم‌چنان داستان مي‌ماند با همان تعريف كلاسيكي كه از آن سراغ داريم.

در پايان اين كه با تمام تيزهوشي و توانايي نويسنده در خلق اثري به ياد ماندني، بايد گفت نويسنده گاه در به وجود آوردن شاخه‌هاي موازي داستان اصلي زياده‌روي كرده. شايد يك نوع خودشيفتگي باشد كه وقت نوشتن هر نويسنده ممكن است دچارش شود. وجود آدم‌هايي مثل "كلنل ساندرس" و دختر فيلسوفي كه تا صبح از هگل حرف مي‌زند، صحنه‌هاي حرف زدن با سنگ، رسيدن ناكاتا بعد از سفري طولاني به كتابخانه‌ي تعطيل و انتظار يك روزه‌اش براي بازگشايي آن‌جا، از جمله تصاويري است كه بود و نبودشان در داستان تاثيري ندارد. اين اضافات باعث مي‌شود بخش‌هاي انتهايي رمان كش‌دار و خسته كننده به نظر بيايد. با اين همه كافكا چه بر ساحل باشد و چه بر كرانه، شيرين است و در ياد ماندني.

 

منابع:

نويسنده‌ي گربه‌ها- مصاحبه با موراكامي- روزنامه همشهري

مخرج مشترك رنج‌هاي جهاني- مجتبي پورمحسن- راديو زمانه

ژاپن، در ولايات دهكده جهاني- سايت تهران امروز

در خواب مسئوليت آغاز مي‌شود- همشهري آنلاين

+ چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 1:35 بعد از ظهر _ پونه بريراني- شاهي |