تبليغاتX
كتاب در خانه - نامه به رئيس

آقاي رئيس سلام. ببخشيد كه اين وقت شب مزاحم مي‌شوم، منتها ديدم هيچ راه ديگري ندارم تا حرفم را به گوش شما برسانم و اميدوارم كه شما اين نامه‌ي مرا ببينيد. من زني تنها هستم كه در شهرستاني كوچك زندگي مي‌كنم و مستمري بگير دولتم. من چند روز ديگر مي‌خواهم بيايم تهران. شنيده‌ام كه در تهران آدم‌هايي را كه چكمه‌ي بلند پوشيده‌اند، مي‌گيرند. من پارسال يك چكمه بلند خريدم. حقيقت اين است كه پارسال كسي نگفته بود كه پوشيدن چكمه‌ي بلند جرم است. اما امسال لابد جامعه شناسان ما فهميده‌اند كه يكي از دلايل تجاوز به عنف و فساد و فحشاء، همين چكمه‌ي بلند است. مشكل اين‌جاست كه من پول ندارم تا براي زمستانم كفش ديگري بخرم و مجبورم همين چكمه‌ي بلند را كه خيلي هم كهنه شده بپوشم. شايد بگوييد كه خب مي‌شود پاچه‌هاي شلوارت را بگذاري روي چكمه‌ات. بله اين هم راه حل خوبي است، ولي خدا شاهد است كه من پول ندارم تا شلواري جديد بخرم و شلوار پارسالم هم با توجه به اين كه هنوز قانوني در مورد ارتفاع چكمه‌ها صادر نشده بود، طوري است كه فقط توي چكمه جا مي‌شود. حالا مي‌خواستم خواهش كنم كه همان‌طور كه ما در شرع و قوانين اجتماعي تبصره و استثناء داريم، شما هم يك لطفي بكنيد و به اين بنده‌ي حقير با ديده‌ي اغماض نگاه كنيد و اجازه بدهيد چند ساعتي را كه من مجبورم توي خيابان‌هاي تهران راه بروم، با همان كفش پارسالي باشم.

 

با تشكر: زني با چكمه‌هاي ساقه بلند

 

در همين رابطه!

+ شنبه هفدهم آذر 1386 10:41 بعد از ظهر _ پونه بريراني- شاهي |