تبليغاتX
كتاب در خانه - مروري بر آثار رضا فرخفال- قسمت اول

در گام نخست چيزي كه بيش از همه در آثار فرخ‌فال (لااقل آن چه من از ايشان خواندم) برجسته است لحن جاري در داستان است كه خواننده را به اين نتيجه مي‌رساند كه اين خود نويسنده است كه دارد حرف مي‌زند. يعني برخلاف اكثر آثار ادبي كه نويسنده سعي مي‌كند با خودش فاصله بگيرد، اتفاقن فرخ‌فال معمولن بي‌واسطه و مستقيمن خواننده را مخاطب عقايد و افكار خود قرار مي‌دهد. راوي فرخ‌فال اول شخص است. "مني" كه همه چيز از نظرگاه او روايت مي‌شود و اگرچه سعي دارد نگاهي سرد و لحني گزارشي داشته باشد اما وقتي گفته‌ها و ناگفته‌هايش را كنار هم قرار دهيم مي‌توانيم از ايده و روش فكري‌اش آگاه شويم. راوي فرخ‌فال داستان نمي‌گويد. واقعه‌ايي را تعريف نمي‌كند بلكه با ساختن تصوير و جزيي‌پردازي خواننده را ميان اتفاقي مي‌برد كه ظاهرن حادثه‌ي مهمي هم نيست. راوي با خودگويي مدام كم‌كم به شبهات و تصوراتش شكل مي‌دهد و داستان را در زمان حال پيش مي‌برد و خواننده را لحظه لحظه هم‌راه خود مي‌كند.  "من" راوي در تمام داستان‌هاي اين نويسنده لحني يك‌سان دارد و خواننده را به اين نتيجه مي‌رساند كه تمام قصه‌ها را يك نفر روايت مي‌كند. روشن‌فكري كه تحت تاثير تغييرات اجتماعي سال‌هاي پس از انقلاب دچار ياس و سرخورده‌گي است. البته در مجموعه داستان "آه استانبول" مي‌شود سراغ راوي‌هاي ديگري را هم گرفت. دختري كه از خانواده‌اش مي‌گويد، يا كوه‌نوردي كه شرح گردش‌هاي دست‌جمعي‌شان را مي‌دهد. اما در همه‌ي اين روايات‌ چيزي كه مشترك است فضاي خاكستري، وهم‌آلود، غم‌انگيز و گاه ترس‌آور داستان است.

در داستان "آه استانبول" نويسنده صريحن به فضاي سال‌هاي پس از انقلاب و مهاجرت‌هاي اجباري اشاره مي‌كند. نمي‌دانم مي‌شود اين داستان را در گروه داستان‌هاي سياسي قرار داد يا نه اما اگر چنين باشد بايد گفت اين شكل از سياسي نويسي در مقايسه با روشي كه مثلن گلشيري در پيش گرفته بود، موفق‌تر است.  چرا كه كسي مانند گلشيري در آثاري كه وجه سياسي‌اش پر رنگ بود گاه به ورطه‌ي شعار دادن مي‌افتاد. انگار نويسنده آن‌قدر از چيزي رنجيده باشد كه ناگهان توجه‌اش از ادبيت داستان معطوف اعتراضات سياسي بشود و تا آن‌جا پيش برود كه جاي داستان مقاله بنويسد (البته در مورد آثار گلشيري به اين شدت نبوده). به خيال من اين از ارزش ادبي داستان كم مي‌كند و علاوه بر آن باعث مي‌شود داستان تاريخ مصرف پيدا كند. يعني سال‌هاي بعد كه زهر آن چه بر مردم گذشته بود گرفته شود يا آن همه ناكامي‌ها از خاطر تاريخ برود، ما با داستاني مواجه‌ايم پر از شعار و گاه حتا نك و ناله كه چنگي به دل نمي‌زند. ادبيات سياسي معمولن چيزي را گفته كه مردم خود بر آن آگاهند. شايد نويسنده‌گان اين نوع آثار بايد بيش‌تر به "چگونه" گفتن توجه كنند تا "چه" گفتن. اما نتيجه‌ي كاري كه فرخ‌فال در "آه استانبول" كرده اثري قائم به ذات است. روايتي پر از تصاويري كه قضاوت نمي‌كند بلكه تنها نمايش مي‌دهد. نمي‌گويد مردم مايوس و ترس‌خورده‌اند كه اين نااميدي و بيم را در ديوار و در خانه‌ها و پيچ كوچه‌ها نشان مي‌دهد. در آثار فرخ‌فال اگرچه اجتماع و روابط آن پايه‌ي اصلي و در واقع بهانه‌ي روايت است اما وضعيت اجتماعي به رخ كشيده نمي‌شود، بلكه فضايي كه  داستان در آن اتفاق مي‌افتد خود مايه‌ي اصلي داستان را در دل دارد.  

 

+ سه شنبه هفتم فروردین 1386 2:44 قبل از ظهر _ پونه بريراني- شاهي |